خلاصه مباحث | آزاد راه (۱)

km-ar

به نام خالق عشق وزندگی

خدایا به هرکس دوست میداری بیاموز که: عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکس که دوستر میداری بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر است.
دکترشریعتی

در عصر امروز احساسات برای انسان تعریف و جایگاه پیدا کرده است که بصورت عشق، نفرت، خشم، بخشش، کینه و… برای افردا خود را نشان میدهد و عقل و ایمان نیز نقطه مقابل احساسات قرار میگیرند. بیشترین تعریفی که ما از احساسات داریم عشق است که برای هر کس به شکل خاصی معنا میشود. در این مبحث ما میخواهیم با بررسی فیلم “آزاد راه” به تعریف درست تری از احساساتی مانند عشق و دوست داشتن و همچنین بررسی ایمان و عقل بپردازیم.

تعریف عقل وایمان و رابطه این دو با یکدیگر
عقل: وقتی از عقل سخن میگوییم منظور پردازش مغز و فعل و انفعالات تحت تاثیر قوانینی که بر مغز حاکم است که منجر به یک نتیجه گیری عقلانی می شود و به آن تعقل گفته می شود و تعقل یعنی پردازش مغز.

ایمان: یعنی باوری که ما نسبت به یک مسئله یا موضوعی پیدا کرده ایم.

آلبرت آلیس یک نظریه تحت عنوان ABC مطرح میکند که در رابطه با باور وایمان میباشد که به شرح مختصری از آن می پردازیم :
در این نظریه اگر A را رویداد و B را برداشت از رویداد و C را نتیجه رویداد در نظر بگیریم می توان گفت که B باورهای ما است و C ایمان به باورهای ما است که واکنش هایی را در مقابل آن خواهیم داشت. به عبارت واضح تر برداشت ما از اعتقادات و باورهایمان ایمان مارا می سازد.

زمانی که عقل و ایمان در تضاد با یکدیگر قرار می گیرند، تردید و شک در فرد پدیدار میشود که این شک منجر به بازبینی و تجدید نظر در تصمیم گیری می شود.

عشق و دوست داشتن
عشق چیست؟ احساس است؟ حالت است؟ عشق عقلانی است یا ایمانی؟ آیا می توان عشق را عقلانی کرد؟

عشق
عشق یعنی محبوب خواهی، یعنی من فدای محبوب، یعنی هرچه تو بخواهی و به بیان دیگر عاشق به معشوق خود میگوید تو برو خوشبخت باش. این بیت شعر زیر برگرفته از غزلیات حافظ است که به نوعی از عشق اشاره میکند:

                              در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد                   عشق پیدا شد وآتش به همه عالم زد

این نوع عشق بین انسان و خدا صورت میگیرد که دارای پیچیدگی های خاص خودش می باشد. نوعی از عشق است که از خاک تا افلاک برای انسان صورت میگیرد.
عاشقی یک هدف عام در آدمیزاد است، هدف از عاشقی رسیدن به معشوق نیست بلکه هدف از عاشقی، عاشق پیشگی است. هر کس از عاشق معشوق را بطلبد شایسته جهنم جدایی است. عشق یک تجربه برای رسیدن به یک پاکی است. عشق اگر عشق باشد صورت خداوندی در روی زمین است.

اشتنبرگ در رابطه با عشق سه مولفه را مطرح می کند:
۱- تعهد: یعنی احساس مسئولیت نسبت به محبوب، به طوری که کسی به او صدمه ای نزند، از جانب عاشق و یا کس دیگری صدمه نبیند
۲- محبت ،علاقه داشتن،صمیمیت
۳- تمایل: تمایل غریزی نسبت به هم داشتن

جمع این سه مولفه عشق را می سازد. اگر از سه مولفه فوق، “تمایل” حذف شود عشقی که پدیدار می شود یک عشق رفاقتی است، به عنوان مثال بعضی ها مانند خواهر و برادر یکدیگر را دوست دارند. جنس این عشق فرق می کند و دلیل آن همسری نیست.

مفهوم دوست داشتن
آیا شما وقتی کسی را دوست داشته باشید می توانید به او صدمه بزنید؟! وقتی شما کسی را دوست دارید میخواهید که همه دنیا هم او را دوست داشته باشند؟!
این دوست داشتن از عشق هم برتر است برای آنکه در آن پاکی وجود دارد، دوست داشتن هوس نیست، اگر دوست داشتن شدت پیدا کند به عشق مبدل می شود.

جایگاه وابستگی و دلبستگی در دوست داشتن
وابستگی: یعنی خودخواهی، یعنی تمامیت خودخواهی.
در وابستگی، خود خواهی سلطه گری میکند به این صورت که فرد مورد علاقه (معشوق)، تفکراتش، خواسته هایش هیچ جایگاهی ندارد به عبارت دیگر ادبیات فرد وابسته به صورت، مهم من هستم که تو را دوست دارم و باید بکام من باشی و… می باشد. در وابستگی نوعی سلطه گری احساسی و عاطفی وجود دارد که منجر به بروز حساسیت و حسادت میشود.

دلبستگی
دلبستگی دو نوع است که هر دو نوع را تعریف می کنیم
۱- دلبستگی ایمن: در این نوع دلبستکی فرد به دیگری علاقه مند است و او را دوست دارد و فاصله سلامت را رعایت میکند، به خود و فرد مورد علاقه اش احترام میگذارد، و فرد مورد علاقه اش را در انتخاب آزاد میگذارد.
۲- دلبستگی دو سویه یا دو سوگرا: در این نوع دلبستگی که آن را وابستگی مخرب نیز می نامند، فرد وابسته است. اگر فرد مورد علاقه اش با او موافق و همساز باشد همه چیز را برای معشوق فراهم میکند و اگر هم کام یا موافق او نباشد به شیوه های متفاوتی اقدام به نابودی وآزار فرد مورد علاقه اش میکند.

نشانه های افرادی که دلبستگی دو سو گرا دارند:
۱- شکاک هستند: رفتارها و کارهای فرد مورد علاقه شان را کنترل میکنند.
۲- بد بین هستند: اگر ذره ای بر خلاف میلشان عمل شود به یکباره سراسر احساسشان نسبت به عشقی که دارند به نفرت تبدیل می شود
۳- تحمل شنیدن کلمه نه را ندارند: زمانی که از فرد مورد علاقه شان جمله نه را بشنوند به دو صورت اقدام میکنند
یا خود زنی میکنند(خودم را میکشم )
یا تهدید فرد مورد علاقه (تورامیکشم )

درباره سهیلا مظاهری

به مسائل خود شناسی بسیار علاقه مندم وسعی کرده ام آنچه را فرا میگیرم بکار ببرم چراکه معتقد هستم شناخت خود همان طی کردن راه تدریجی فطرت است که به خدا میرسد. یکی از دلایل همکاریم با این سایت رواج ساده زیستی و ساده بودن است، که این اصول در این سایت به زیبایی مطرح شده است. امیدوارم بتوانم نقش موثری در پیش برد اهداف این سایت داشته باشم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Zendegi Injast