خلاصه مباحث فیلم شرق بهشت (۲) | نزاع بین والدین و فرزندان

javan

عوامل نزاع بین والدین و فرزندان و راه های رفع آن

امروزه با توجه به اینکه روانشناسی رفتارها برای والدین و فرزندان بسیار گسترده است و افراد در ارتباط اجتماعی بیشتری با خانواده و دوستان هستند اما همچنان بین والدین و فرزندان در دوره های مختلف زندگی نزاع وجود دارد که گاه این نزاع ها طولانی مدت است و اثرات بد تربیتی بر فرزندان به ویژه جوانان میگذارد. در این مبحث میخواهیم به عوامل نزاع و رفع آن و روشهای تربیتی در دوره های مختلف زندگی بپردازیم.

سه عامل مهم درایجاد نزاع بین والدین و فرزندان به شرح زیر می باشد که جداگانه توضیح میدهیم:
۱- استبداد پدر و مادر در تربیت
۲- عدم تناسب بین انگیزه و رفتار
۳- عدم وجود گفتگو (گفت و شنود) در بین خانواده ها

  • استبداد پدر ومادر در تربیت

یکی از عوامل نزاع بین والدین وفرزندان استبداد پدر و مادر در تربیت است. استبداد والدین موجب سرکوب کردن اندیشه متفاوت فرزندان می شود. در واقع نمی توانند اندیشه و تفکرات و تمایلات او را بشنوند و بپذیرند و اینگونه فرزندشان را از درون میمیرانند که این شکاف ارتباطی عمیقی را بین والدین و فرزندان به وجود می آورد.
در این شیوه والدین میخواهند قوانین و تفکرات خود را به فرزند تحمیل کنند. این نکته را فراموش نکنیم که شخصیتی خوب، سازنده و موثر است که خود سازنده خود باشد نه کپی شده از منش و روش دیگران.
استبداد در تربیت هرگز شخصیت ایده آل را نمی سازد.

  • عدم تناسب بین انگیزه و رفتار

مورد دیگری که عامل نزاع است عدم تناسب بین انگیزه و رفتار است. به این صورت که والدین رفتار فرزندان را می بینند و قضاوت می کنند، بدون اینکه از انگیزه آن آگاه باشند و جوانان انگیزه را مهم تر از رفتار می پندارند و به نمایش رفتار خود فکر نمی کنند. هر جوانی یک دوره سرکشی و عصیان دارد و برای اینکه دارای استقلال، اندیشه و تمایلات متفاوتی است و با توجه به این دوره رفتارهای متفاوتی را از خود بروز می دهد.

زمانی که انگیزه درست و رفتار غلط باشد، ما را به نتیجه واصل درستی نمیرساند.
صرف داشتن انگیزه درست نمی توان هر رفتاری را داشت، در صورتی که رفتار پرخاشگر یا بی ادبانه باشد، انگیزه نیز مورد قبول نخواهد بود. در فیلم “شرق بهشت” پسر جوان انگیزه درستی برای اسقلال خود دارد اما در رفتار و روشی غلط آن را نشان می دهد و پدر نیز نمی تواند انگیزه را در رفتار بیابد.
اولین رفتار پسر برای اینکه نشان دهد به سن استقلال رسیده مخالفت کردن در خواندن کتاب مقدسشان به سبک پدر است.

مثال دیگری که می توان در رابطه با انگیزه درست و رفتار غلط مطرح کرد نیاز به محبت است. نیاز به محبت یک انگیزه درست است که گاهی اوقات جوانان از راه منفی و غلط برای جلب آن استفاده میکنند، مانند قهر کردن و دعوا کردن.

منظور ما از عصیان دوران جوانی، مخالفت به هر شکل نیست بلکه ما می توانیم به صورت مودبانه نیز مخالفت خودرا ابراز کنیم.
زمانی که انگیزه درست و رفتار درست باشد، مارا به یک نتیجه درست می رساند که انسانی و عامل رشد است.

امام صادق (علیه السلام) در حدیثی میفرمایند: الفساد الظاهرمن فسادالباطن
یعنی ما باید باطن، سیرت و صورت را همزمان اصلاح کنیم. انگیزه و رفتار را باید همزمان درست پیش ببریم. راه، وسیله و هدف بایستی هر سه درست باشد که بتوان به شخصیتی سالم و مورد تایید رسید.

  • عدم وجود گفتگو (گفت و شنود) در بین خانواده ها

چرا در بعضی از خانواده ها همه فریاد میزنند؟!
وقتی که خواهان شنیدن حرفهای یکدیگر نمی شوند، وقتی که فضای گفتمان بمیرد و هر کسی حرف خودش را بزند در آن فضا عصبانیت و پرخاشگری خواهد آمد و این عبارت حاکم است که وقتی تو گوش نمیکنی من هم با فریاد حرفم را میزنم.
والدینی که وقتی را برای شنیدن حرف های فرزندانشان نمی گذارند یا او را بخاطر افکار و تمایلاتش سرزنش و سرکوب میکنند، فرزندشان در دوره های سنی بعدی پدر و مادر را برای حرف هایشان انتخاب نمی کنند.

با جوانان حرف بزنید. شروع یک هدایت، یک رشد که رشد فکری و اعتقادی را شامل می شود، گفتمان، حرف زدن و گفت و شنود است.
گفت و شنود دلها و فکرها را یکدیگر بسیار نزدیک میکند و فاصله ها را کم میکند.فرهنگ شنیدن، فرهنگ آرامش و تفاهم را در پی خواهد داشت. صبورانه شنیدن منجر به فهمیدن و کمک کردن به یکدیگر می شود. عادت گفت و شنود را در خانواده ها شروع کنید.
آغاز کننده این روش پدر خانواده است. زمان مناسب را برای گفتگو به یکدیگر اختصاص دهید و به یکدیگر مهر بورزید.

  • دوره های تربیتی در زندگی افراد

یکی از روانشناسان به نام “ژان پیاژه” مطرح می کند که برای همه افراد سه دوره در تعلیم و تربیت وجود دارد که به شرح زیر می باشد:

دوره اول : دوره ناپیروی
در این دوره کودک از کسی پیروی نمیکند و دوست دارد تمام تمایلات و خواسته هایش مطرح شود و این دوره تا سن ۷ سالگی وجود دارد.

دوره دوم : دوره پیروی
دوره اطاعت که از دبستان شروع میشود.

دوره سوم : دوره خود پیروی
منظور از خودپیروی فقط تمایلات نیست بلکه اندیشه و طرز تفکر را شامل می شود.

رابطه بین این سه دوره:
در اسلام به دوره اول (دوره ناپیروی) دوره سیادت یا آقایی نیز می گویند که منظور امیری کردن یا سروری نیست، بلکه کودک در این سن روحیه سیادت رادارد و باستی این روحیه تا سن ۷ سالگی هدایت شود که بعد از آن دوره اطاعت و پیروی می باشد و از زمان شروع دبستان آغاز می شود.
بعد از دوره اطاعت،دوره خود پیروی فرا میرسد که به آن دوره وزارت و یا همفکری هم می گویند. در این دوره باید از اندیشه متفاوت جوان استفاده کنیم.

بررسی رفتار فردی و رفتار اجتماعی
انسان زمانی که تنها است و در حریم خصوصی خودش می باشد، آنگونه که می خواهد می تواند رفتار کند که این رفتار فردی یا خصوصی تلقی می شود. وقتی وارد یک جمع شد که در آن بزرگتری هست رفتاری که از خود بروز می دهد یک رفتار اجتماعی است.
اشکال جوانان در این است که فرق رفتار فردی و اجتماعی را نمی دانند. دختر و پسری که وارد اجتماع می شوند درست نیست که بگویند: “من دلم میخواهد یا دوست دارم اینگونه بپوشم یا اینگونه آرایش کنم.”
رفتار آنها بر مبنای احساساتشان است . در پشت هر رفتار و گفتار باید منطق درستی وجود داشته باشد.

شیوه تربیتی ایمان و اعتقاد
بسیار دیده شده که خانواده ها اعتقادات مذهبی خود را به فرزندان به صورت اجبار منتقل می کنند. اما باید در نظر داشته باشیم که اعتقادات را نمی توان تزریق کرد بلکه باید آنها را پرورش داد.
ایمان، اعتقاد و باور تزریقی نیستند بلکه پرورش دادنی و تحصیلی است. نمی توان با زور ایمان و اعتقاد و باور را به کسی تحمیل کرد.
زمانی که برای رشد شخصیت بصورت مثبت از ابزار زور و تحمیل استفاده می کند اثر عکسی خواهد شد. تحمیل تمایل و خواسته های خودمان به فرزندان نفرت ساز خواهد شد و نسبت به آن رفتار گریزان می شود و به جوانان تحمیل نکنیم.
دوره جوانی آغاز استقلال در زمینه های فکری و تمایلات است.

  • جوانی و عصیانگری

در اغلب موارد جوانان اسقلال خود را بصورت سرکشی و عصیان نشان می دهند. در این مبحث به نحوه رفتار با جوانی که عصیانگر شده یا استقلال خود را بصورت سرکشی نشان میدهد میپردازیم .

دو نوع رفتار برای این تیپ از افراد در نظر گرفته شده است:
۱- رفتار تقابلی
۲- رفتار همگامی یا دور زدن

  • رفتار تقابلی

رفتار تقابلی به نوعی رفتار لجبازانه تلقی می شود.
به عنوان مثال در فیلم “شرق بهشت” پدر و پسر بر سر شیوه خواندن کتاب مقدس لج می کنند و در اغلب موارد نوع ادبیاتی که بکار میبرند متضاد هستند، مانند:
– والدین: این کار درست نیست، حق نداری این کار را انجام بدهی
– جوان: نخیر این درست است و من آن را انجام خواهم داد
اغلب خانواده ها این روش را انجام خواهند داد که بسیار شکننده و شخصیت را تخریب میکند و اصلا جواب نمیدهد.

  • رفتار همگامی یا دور زدن

این روش به گفتگوی درست بین والدین و جوانان اشاره میکند.
در یک گفتگو زمانی به یک نتیجه درست و تاثیر پذیر خواهیم رسید که دو مورد ذیل در آن رعایت شود:
۱- زبان آشنا داشته باشیم
۲- پیام یا گفتگوی دو طرف داشته باشیم

پیام یا گفتگوی دو طرفه یعنی نظر مخالف طرف مقابل را بشنویم و آنگاه نظر خود را بگوییم یا به بیان دیگر، دیالکتیکی (مخالف و موافق) گفتمان داشته باشیم. با جوانان ارتباط دو طرفه داشته باشیم.

در قرآن نمونه ای از رفتار همگامی یا دور زدن وجود دارد مانند دعوت حضرت ابراهیم در قومش به خدا پرستی.
در گذشته خدا را بر مبنای علاقه انتخاب میکردند و حضرت ابراهیم برای اینکه آنها را متوجه اشتباهشان کند با فرهنگ و حتی زبان آن قوم رفتار میکند، به این صورت که ابتدا خورشید و سپس ستاره را به عنوان خدا انتخاب میکند و در نهایت می گوید من خدایی را که افول میکند دوست ندارم.
این روش منجر به این شد که عده ای خدا را به وحدانیت بپذیرند.

درباره سهیلا مظاهری

به مسائل خود شناسی بسیار علاقه مندم وسعی کرده ام آنچه را فرا میگیرم بکار ببرم چراکه معتقد هستم شناخت خود همان طی کردن راه تدریجی فطرت است که به خدا میرسد. یکی از دلایل همکاریم با این سایت رواج ساده زیستی و ساده بودن است، که این اصول در این سایت به زیبایی مطرح شده است. امیدوارم بتوانم نقش موثری در پیش برد اهداف این سایت داشته باشم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Zendegi Injast