خلاصه مباحث | مدیریت روابط (۱)

مدیریت روابط

                          سرآغاز سخن نام خدایی است              که غفار و خطا پوش و کریم است مدیریت روابط
در مقصود رحمت را کلیدی است           که بسم الرحمن الرحیم است

انتقام
یکی از مواردی که در زمان مشاجره و حتی در زمان حل مسئله بین طرفین بسیار خودنمایی می کند حس نفرت و انتقامی است که وجود دارد و به صورت رفتارهای خشن و کلمات نامناسب ابراز می شود که چنین فضایی بحران بزرگتری را به وجود می آورد.مدیریت روابط
در این مبحث می خواهیم عواملی که منجر به زمینه سازی برای انتقام می شود و راه های حل مسئله به شیوه ای درست و بدون تنش را مطرح کنیم.مدیریت روابط

در بسیاری از موارد زمانی که مشکلی بروز پیدا میکند به جای حل مسئله، دعوا و اختلاف پیش می آید و تا سخن میگوییم فضای این اختلاف تشدید می شود. موقعی که مشکل پیش می آید، این خود مشکل نیست که مسئله ساز می شود بلکه شیوه حل آن است که منجر به بحران و دعوا در خانواده می شود. گاهی مسائل جزیی تبدیل به اختلاف بزرگ می شود در صورتی که اگر روش حل مسئله را بدانیم هرگز با مسائل جزئی به اختلاف و تنش در خانواده نمیرسیم .مدیریت روابط مدیریت روابطمدیریت روابطمدیریت روابط

عوامل منجر به انتقام
چشم بر آتش بستن باعث خاموشی آتش نخواهد شد .
نادیده گرفتن مسائل جزئی و پاک کردن صورت مسئله، منجر به جمع شدن مسائل حل نشده می شود که اگر در زمان درستی مورد بررسی قرار نگیرند بحران را بوجود می آورد. مانند زخمی که اگر به موقع درمان نشود عفونت می کند.
در نتیجه تلنبارشدن این مسائل جزئی، پایه های یک زندگی را بهم میریزد و منجر به خشمی می شود که از رفتارهای گذشته شکل گرفته و در این خشم و کینه در پی انتقام هستیم تا رفتارهای قبلی را تلافی کنیم .

حال راه حل چیست؟ آیا باید ظرفیت انتقاد خود را بالا ببریم یا اینکه نوع ادبیات خود را عوض کنیم.

بررسی راه حل ها برای حل مسئله و عدم تشدید بحران
۱- آرام کردن فضای حل مسئله
۲- مشاوره با یک کارشناس

آرام کردن فضای مسئله
یکی از نکاتی که در زمان بوجود آمدن مشکل و حل آن باید در نظر بگیریم، فضایی است که مشکل در آن بوجود آمده و ما این را نادیده میگیریم. زمانی که فضا برای حل مسئله نامناسب است، خود شیوه حل بحران ساز می شود. راهی که به ما کمک می کند تا در زمان حل مسئله دچار دعوا و بحران نشویم این است که در فضای هیجانی حل مسئله نکنیم.

فضای هیجانی یعنی چه ؟
فضایی که ملتهب است و درآن خشم و عصبانیت وجود دارد. در فضایی که عصبانیت و خشم وجود دارد یک اتفاق به نام دزدی عصبی یا تسخیر عصبی رخ می دهد. یعنی مغز تعطیل می شود و فقط یک قسمت کار میکند که آن هیجان خشم است، مانند امر به زدن، شکستن، انتقام گرفتن و آسیب رساندن.
در وضعیت هیجان خشم حتی دانشمندترین افراد هم مغزشان کار نمیکند و پر اشتباه می شوند. فردی که در فضای هیجانی قرار دارد با فریاد و پرخاش صحبت می کند. اگر حال ها عصبانی و برانگیخته باشد اصلا نباید حل مسئله کرد.

در مقابل فردی که در فضایی هیجانی قرار دارد دو راه به نظر میرسد:
۱-اجازه ندهیم چیزی بگوید (که این راه درست نیست )
۲-اجازه بدهیم حرفش را بگوید (که این راه نتیجه بخش است)

زمانی که به فردی که در فضای هیجانی قرار دارد فرصت بدهیم که صحبت کند، این نکته را باید درک کنیم که او عصبانی است و بایستی خشم و عصبانیت خود را تخلیه کند و در این شرایط حرفهای او غیر منطقی است.
وظیفه ما در این حالت این است که خود را پالایش کنیم و آرام بمانیم و بگذاریم او حرفش را بزند و واکنشی رفتار نکنیم. به این معنی که به هر میزان که خشم وجود دارد ما نیز به همان شکل رفتار کنیم.

خوب است رفتار خود را با توجه به این بیت شعر انتخاب کنیم.

آتش چو بلند شد بر او آب زنند                  نه آتش چو بلند شد بر او دادزنند

پس برای حل مسئله اول باید هیجان را خاموش و خنک کرد و بعد به حل مسئله بپردازیم.

مشاوره با کارشناس
اگر پس از آرام کردن فضایی هیجانی خشمگین، موضوع یا مسئله حل نشد ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد از قبیل اینکه نتوانسته ایم قانعش کنیم یا اینکه جنس حرف یکدیگر را متوجه نشده ایم. در این گونه موارد می توان با یک کارشناس صحبت کرد، اما اینکه چه کسانی را به عنوان کارشناس انتخاب کنیم نتیجه متفاوتی را به ما می دهد.

۱ – می توان با یک کارشناس و مشاور که در این امور آشنایی دارد صحبت کرد.
۲ – می توان به خانواده ها به عنوان کارشناس رجوع کرد.

موضوعی که در اینجا قابل بیان می باشد این است که اولین جایی که برای حل مسئله در نظر گرفته می شود رجوع به خانواده است و این سوال را ایجاد می کند که خانواده ها برای حل مسئله نقشی حمایت کننده دارند یا دخالت کننده؟!
خانواده ها با این دید که فرزندشان یک زندگی مشترک را شروع کرده است و کم تجربه هستند و باید آنها را همانگونه که از لحاظ مادی حمایت می کنند، از لحاظ فکری نیز حامی آنها باشند. با این دید وارد زندگی مشترک فرزندشان می شوند.

تعریف دخالت
دخالت یعنی اینکه بدون اجازه در زنگی زوج جوان سرک بکشند، تجسس کنند، رفتار ها و واکنش ها را در نظر بگیرند و برای هریک از زوجین حرفهای پنهانی داشته باشند. به عنوان مثال ارائه گزارش روزانه به والدین (به خصوص مادرها) توسط هر یک از زوجین.
به عبارت واضح تر دخالت یعنی: “بدون اجازه بررسی، بازرسی، پرسش کردن، اعمال نظر کردن و دستور دادن”

قدم دوم دخالت این است که پس از بررسی و بازرسی و پرسش کردن، نظرات خود را به شکل دستور و امر نهی ابراز می کنند. در واقع مجموعه ای از کنش ها و واکنش های انتقام جویانه را به زوجین ارائه می دهند و شروع به یارکشی میکنند و در نهایت در صورت عدم اجرا ی نظرات آنها فرزند خود را از لحاظ عاطفی تهدید می کنند، مانند این که: “اگر این حرف را نزنی یا اینکار را نکنی من مادر تو نیستم.”

چرا خانواده ها نمی توانند در جایگاه مشاوره قرار بگیرند؟
این توقع در خانواده ها وجود دارد که به محض بروز مشکل یا مسئله حتما با آنها در میان گذاشته شود و در جریان جزئیات قرار بگیرند. خانواده ها حامی خوبی هستند اما نمی توانند مشاور خوبی باشند، نه اینکه عاقل نباشند بلکه در جایگاه مشاوره نیستند.
خانواده ها حتی اگر پیر با خرد و استاد باشند زمانی که در حل مشکل فرزند شان و همسرش بکوشند، حتی اگر حق را هم بگویند به نسبت داشتن با فرزند متهم می شوند. مثلا گفته می شود چون پدرش هستی این حرف را میزنی. به این دلیل است که خانواده ها نمی توانند در جایگاه مشاور قرار بگیرند و این نشان دهنده بی خردی یا نادانی آنها نیست بلکه اگر مشاوره کنند به خود هم لطمه می زنند.

مورد دیگری که باید در زمان بازگو کردن مشکل زندگی مشترک برای خانواده ها در نظر داشت این است که ما با این کار به خود و به خانواده ها ظلم کرده ایم. ظلم به خود به این صورت که شخصی را وارد مسئله کرده ایم که جایگاه حل مسئله را ندارد و ظلم به والدین این است که آرامش آنها را نیز بهم می زنیم.

این را به یاد داشته باشیم که والدین به آرامش و آسودگی خاطر نیاز دارند و این منطقی نیست که ما با بوجود آمدن مشکل در زندگی خصوصیمان با تفکر غیر کارشناسانه مسائل را برای آنها مطرح کنیم و آرامشی را که مدتها برای رسیدن به آن وقت گذاشته اند از بین ببریم.

یک راه برای استفاده از راهنمایی والدین
در زمان بوجود آمدن مسئله می توانیم از والدین به این صورت کمک بگیریم، مثلا با بیان اینکه برای یکی از دوستانم چنین مشکلی بوجود آمده است، چکاری انجام دهد بهتر است؟

مدیریت ارتباطات
یکی از منابع مشکل ساز در خانواده ها ارتباطات است که برای یکدیگر اندازه و محدودیت قرار می دهند و رفتارهای والدین را برای یکدیگر بازگو و به تصویر می کشند. مانند محدودیت در رفتار با پدر و مادر و تعبیر غرض ورزانه از رفتار آنها.
این گونه زندگی کردن نفس گیر است. درست نیست که انسان برای خوبی کردن و مهر ورزیدن اندازه گیری کند.

بسیاری از زوجین پس از ازدواج این تفکر را دارند که به علت ازدواج رابطه هر یک از زن و مرد بایستی با خانواده اش قطع شود در حالی که اینگونه نیست. یک پسر و دختر پس از ازدواج بخشی از وجودشان به پدر و مادر و خواهر و برادر تعلق دارد. گاه نیز حالت عکس آن وجود دارد بطوری که بعضی از زوجین پس از ازدواج همچنان والدین را کانون زندگی قرار میدهند.

نکته ای که به دقت باید آن را مد نظر داشته باشیم این است که پس از ازدواج اولین عامل اهمیت دار در زندگی همسرمان است. کانون زندگی همسرمان است.
احترام به والدین بسیار توصیه شده است،اما نباید حق همسر را نادیده بگیریم و او را در حاشیه قرار دهیم و عقاید نادرست و پوچ را بر زبان بیاوریم، مانند: “زن را می شود طلاق داد اما مادر را نه” یا “از شوهر میتوان طلاق گرفت اما مادر یا پدر را نمی توان طلاق داد.”
این طرز سخن گفتن دل محبوب را میشکند که بسیار ناپسند است. خود را فدای والدین کردن در صورتی که به همسرمان اهمیتی نمی دهیم کاری فاقد ارزش است. به همسرمان ثابت کنیم که کانون زندگی است و حمایت خودمان را نسبت به او نشان دهیم. عده ای هستند که فقط ظاهر زندگی را مجلل می کنند اما بدانیم که در و دیوار برای ما خوشختی نمی آورد.
آدمها در خانه دل یکدیگر زندگی می کنند و خانه دل یکدیگر را با گفتگو و مهر ورزی و بخشیدن و با یاری و حمایت از یکدیگر آباد کنیم.

جایگاه والدین درارتباط بین زوجین
در ابتدا یادآوری میکنیم که در همه فرهنگ ها احترام به والدین بسیار توصیه شده است و موضوعی که می خواهیم نگاه آگاهانه تری نسبت به آن داشته باشیم، مسئله اطاعت و احترام در مقابل والدین است.
همه ما مادر خود را دوست داریم و عاشقش هستیم. اما دوست داشتن مادر و عاشق مادر بودن به این معنی نیست که ما تمامی تعلیمات و دستورات را برای زندگیمان از او بگیریم و اجرا کنیم و اطاعت مطلق داشته باشیم. اطاعت مطلق را فقط باید از خداوند داشت. در مقابل دستوراتی که پدر و مادر راجع به زندگی ما می دهند اشتباهاتی نیز وجود دارد زیرا که هیچ انسانی عاری از خطا و اشتباه نیست و ما بایستی در مقابل آنچه از جانب والدین برای ما تعیین می شود به صورت مودبانه مخالفت کنیم .

روابط با خانواده هایمان را در زندگی مشترک مدیریت کنیم و به علت عدم مدیریت در احساسات نسبت به خانواده دل یکدیگر را نشکنیم و زمینه کدورت را پیش نیاوریم.

درباره سهیلا مظاهری

به مسائل خود شناسی بسیار علاقه مندم وسعی کرده ام آنچه را فرا میگیرم بکار ببرم چراکه معتقد هستم شناخت خود همان طی کردن راه تدریجی فطرت است که به خدا میرسد. یکی از دلایل همکاریم با این سایت رواج ساده زیستی و ساده بودن است، که این اصول در این سایت به زیبایی مطرح شده است. امیدوارم بتوانم نقش موثری در پیش برد اهداف این سایت داشته باشم.

۱ دیدگاه

  1. جواد علیزاده

    کنترل و مدیریت احساسات و رفتار یکی از پایه ای ترین مواردی هست که همیشه همراه هر شخصی هست و به نظرم باید یکی از مباحثی باشه که تو هر مدرسه ای تدریس بشه.

    بابت نکاتی که یادآوری کردین ممنونم :)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Zendegi Injast