خلاصه مباحث | گرایش زندگی و گرایش مرگ

متننظر سنجی
گرایش زندگی و گرایش مرگ

به نام خالق عشق و زندگی

برای هر یک از ما انسانها، زندگی تعریف خاصی دارد. مثلا زندگی را گذر شادی یا جنگ بین خیر و شر یا مجموعه ای از شکست ها و پیروزی ها و… تعریف می شود. اما آنچه که در طول زمان بسیار تغییر کرده است روند زندگی است نه تعریف آن، تعریف زندگی همچنان تا حدودی ثابت مانده است اما روند آن شتابی ناخوشایند دارد که انسان امروز را به سمت پوچی و نامفهومی می برد.
در این مبحث به بخشی از فیلم اسب تورین ساخته بلاتار و با تفسیر رواشناسانه دکتر میثاق، به حالات روحی و روانی انسان تحت عنوان گرایش زندگی و گرایش مرگ می پردازیم. در این بخش نیز آئین هایی که از گذشتگان به ما به ارث رسیده و تاثیر آن در زندگی ما و فصل های مختلف زندگی مورد بررسی قرار می گیرد.

گرایش زندگی و گرایش مرگ
انسان همواره بین دو گرایش مرگ و زندگی چه در درون خود و چه در دنیای بیرون جدال دارد و نتیجه این جدال حالت روحی و روانی او را مشخص می کند. اینکه چرا ما گاهی حالمان خوب و شاد و زمانی دیگر حالمان بد و غمگین است. در نتیجه غالب شدن گرایش های فوق است و زیگموند فروید می گوید: “دو غریزه مرگ و زندگی وجود دارد که انسان همواره بین این دو جنگ است”.

گرایش زندگی و گرایش مرگ هر یک ویژگی هایی دارند که در ذیل شرح می دهیم:

  • گرایش به زندگی:
    گرایش به زندگی به سوی بقاء و پایداری می رود و دارای یک نظم است و سه ویژگی زیر را دارد:
    ۱- تولید (ایجاد کردن)
    ۲- نگه داری
    ۳- باروری (پرورش)
    هر قدم و رفتاری که جز این سه ویژگی باشد حال خوبی به انسان می دهد.
  • گرایش به مرگ:
    نقطه مقابل و عکس گرایش به زندگی است و دارای ویژگی های زیر است:
    ۱- نابود و تخریب کردن
    ۲- عدم نگهداری و متلاشی کردن
    ۳- سکون، رکود، درجازدن و ماندن
    هر کدام از این رفتارها در ما تکرار شود حال ما را بد می کند و نشاندهنده گرایش مرگ است. اگر گرایش مرگ بر انسان غالب شود، جهان به سوی عدم می رود و همه چیز نیست و نابود می شود.

مفهوم آخر الزمان در رواشناسی
همه ما با واژه آخر الزمان آشنا هستیم و برای آخر الزمان نشانه هایی را تعریف کرده اند که این نشانه ها هم در رفتار انسان تعریف شده و هم تغییراتی که در جهان طبیعت رخ می دهد در نظر گرفته شده است. اما در روانشناسی می گویند آخر الزمان در جایی و در لحظه ای رخ می دهد که جریان زندگی متوقف شود، در واقع بحث حیات و مرگ، زندگی و نابودی و محو شدن و نیستی است که در مطالب فوق تحت عنوان گرایش زندگی و مرگ مطرح شد. آخر الزمان به معنای عدم، مرگ و نیستی است.

آئین ها و تاثیر آن بر زندگی
در این فیلم همه چیز یک آئین دارد و دارای یک نظم است مانند آئین نگاه کردن و آئین غذا خوردن و … این آئین ها که به زیبایی در فیلم گنجانده شده و بارها تکرار می شوند، نمادی از زندگی است.

بین آئین ها و تکرار آنها و گرایش به زندگی چه ارتباطی وجود دارد؟!
تکراری که معنایی جدیدی را برای انسان خلق کند و افزایش تاثیر داشته باشد، این تکرار خوب است. اما تکراری که برای انسان کاهش تاثیر بیاورد و منجر به رکود و سکون شود برای انسان مناسب نیست. تکرار ها، نمایش یک آئین هستند، ما درآئین ها می توانیم ارزشها را حفظ کنیم. آئین ها توجه می آورند و این توجه کردن ها، حفظ کردن و نگهداری را در پیش خواهد داشت. ما در آئین های مذهبی و معنوی ارزشی را قرن ها نگهداری می کنیم، مثلا در آئین عاشورا ارزشی را قرنها نگه داشته ایم و در آئین های عبادتی و معنوی کرنش، سپاسگذاری و شکر را نگهداری می کنیم.
آئین ها عامل قدرتمند نگهداری هستند و این نگه داری ها جزء صفت و گرایش زندگی است. این آئین ها بشر را نگه می دارد.

در این فیلم آدمها با آئین و آرامش زندگی می کنند و با محبت در کنار یکدیگر هستند و نگاه سرشار از مهر و دوست داشتن به یکدیگر دارند. نگاه کردن از روی مهر و دوست داشتن یک آئین مقدس است و پوچ نیست. تکرار آئین ها زندگی ما و دنیای انسانها را می سازد .

با وجود تکرار آئین ها و قداستی که آنها دارند، نابودی برای انسان تعریف شده است. این نابودی و چرایی آن را اینگونه تعبیر می کنیم:
همه ما از این آئین ها بهره نمی گیریم و متکی و وابسته به آن نیستیم و عده ای نیز آن را پوچ و مسخره می پندارند و شروع به متلاشی کردن آنها می کنند، در این لحظه است که بشر ضربه می خورد و به سمت نابودی می رود. زمانی که تخریب و تجاوز وارد زندگی می شود و زمانی که هیچ تولیدی نداریم و فقط مصرف می کنیم و زباله های خود را بجای میگذاریم، نابودی را به همراه می آوریم. این رفتارها بوی مرگ می دهد و اینجاست که بشر نیست و نابود می شود و حالش بد می شود.
نابودی زمانی است که نگاه ها، حرکت ها و مسیر ها بی سو می شود.

زندگی در لحظه حال
یکی از دلایل پریشانی حال ما این است که هر کاری را در هر کاری انجام می دهیم، مثلا اگر غذا می خوریم همزمان هم صحبت می کنیم و هم تلویزیون نگاه می کنیم یا اگر با کسی از اطرافیان خود صحبت می کنیم همزمان با گوشی موبایل سر و کار داریم. به عبارت دیگر همه کارها را در همه کارها انجام میدهیم و یک زندگی شلوغ و ذهنی آشفته برای خود ساخته ایم.
اگر ما هر کاری را در همان لحظه ای که انجام میدهیم توجه کنیم، لذت آن کار خیلی بیشتر است. یعنی اگر کنار رود نشسته ایم و به آب نگاه می کنیم، فقط به آب نگاه کنیم. اگر غذا می خوریم، فقط غذا بخوریم و حرف نزنیم و تلویزیون نگاه نکنیم.

بیاموزیم در حال زندگی کنیم و به یاد داشته باشیم که “امروز، امروز است”.

ادامه دارد…

[yop_poll id=”1″]

[yop_poll id=”2″]

[yop_poll id=”3″]

[yop_poll id=”4″]

[yop_poll id=”5″]

[yop_poll id=”6″]

درباره سهیلا مظاهری

به مسائل خود شناسی بسیار علاقه مندم وسعی کرده ام آنچه را فرا میگیرم بکار ببرم چراکه معتقد هستم شناخت خود همان طی کردن راه تدریجی فطرت است که به خدا میرسد. یکی از دلایل همکاریم با این سایت رواج ساده زیستی و ساده بودن است، که این اصول در این سایت به زیبایی مطرح شده است. امیدوارم بتوانم نقش موثری در پیش برد اهداف این سایت داشته باشم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Zendegi Injast