خلاصه مباحث | خیانت (۲)

خلاصه مباحث | خیانت (2)

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست
به نام خدایی که مهر را در قلبها جاری ساخت

مبحث گذشته که راجع به بخش اول خیانت بود با بررسی فیلم یکی میخواد باهات حرف بزنه در اختیار شما قرار گرفت. بخش دوم موضوع خیانت را با بررسی فیلم بید مجنون ادامه می دهیم که در ابتدا شرح مختصری از فیلم و سپس مسائل روانشناسی مرتیط با موضوع را بیان میکنیم.

فیلم بید مجنون زندگی استاد دانشگاهی است که بیمار است و می خواهد چشمش را عمل کند. بعد از عمل چشم زمانی که از خارج از کشور بر میگردد، مورد توجه یکی از دانشجویانش که دختر جوانی است قرار می گیرد و این توجه را باور می کند و گمان می کند زندگی ای را که تا به حال داشته است، زندگی ایده آلی نبوده است و به همین دلیل به آن دختر تعلق خاطر پیدا می کند و در کنسرتی که دختر برگزار می کند متوجه می شود که دختر همسر دارد و در اینجا سرخورده می شود و در ادمه فیلم، زن از احساس همسرش آگاه می شود و خانه را ترک می کند…
در این بخش به ویژگی های یک ارتباط پایدار، عشق، درک متقابل و تاثیر تخریبی خیانت در شخصیت پرداخته می شود.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

ارتباط پایدار
در یک زندگی مشترک میزان رضایت مندی و احساس خوشبختی زوجین به ارتباط پایدار بین آنها بستگی دارد. یک ارتباط پایدار و جاودانه سه جاذبه لازم دارد که در مراحل آشنایی همه افراد وجود دارد، در زیر به شرح آنها می پردازیم:
۱- جاذبه شروع
۲- جاذبه ادامه
۳- جاذبه بقاء

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

جاذبه شروع
عده ای جاذبه شروع دارند، یعنی یک رابطه را خوب شروع می کنند اما بعد از مدتی این جاذبه خاموش می شود و ازبین می رود.

جاذبه ادامه
یعنی یک رابطه خوب شروع می شود و ادامه می یابد اما متوجه می شوند که با یکدیگر نمی توانند ازدواج کنند.

جاذبه بقاء
جاذبه بقاء در تناسب داشتن است.

این سه جاذبه در مراحل مختلف هر آشنایی وجود دارد:
مرحله اول جاذبه شروع است که به شناخت امتیاز و ویژگی های فرد می پردازد.

مرحله دوم جاذبه ادامه است که به مقایسه فرد می پردازد و میزان فایده ها را بررسی می کند. مثلا با خود به این نتیجه می رسد که با این شخص ازدواج کنم بهتر است، در واقع مرحله دوم مرحله مقایسه است و در صورت وجود رقیب های قدرتمند فرد حذف می شود.

مرحله سوم همان جاذبه بقاء می باشد. در این مرحله است که انتخاب صورت می گیرد و مهمترین ویژگی انتخاب برای یک زندگی مشترک، همسر و همپا بودن است. بعضی ها فقط همسر هستند و همپا نیستند و جا می مانند.

 

خلاصه مباحث | خیانت (1)

عشق
عشق دارای دو جاذبه است:خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

جاذبه اولیه
عشق هایی که از طریق نگاه و رنگ و لعاب و … باشد، عشق صورت است که عشق های دنیایی نیز گفته می شوند.
چرا دنیایی و ظاهری؟ زیرا که ویژگی های شخصیتی فرد را نمی داند.

جاذبه ثانویه
همان جاذبه سیرت است.
پشتوانه یک عشق، سیرت زیباست. اگر صورت زیبا با سیرت زیبا همخوانی نداشته باشد، آن عشق فرو خواهد ریخت.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

قضاوت و درک متقابل
یک از اشکالات بحثهایی که ما انجام می دهیم و به دعوا می انجامد این است که نمی توانیم یکدیگر را درک کنیم و قبل از درک کردن قضاوت می کنیم و این قضاوت فاصله ایجاد می کند. اگر بخوهیم کسی را درک کنیم باید بدون قضاوت درک کنیم یعنی خود را در گذشته آن شخص قرار دهیم و بعد به قضاوت و ارزیابی بپردازیم.
به عنوان مثال در فیلم بید مجنون درک این نکته که مرد در گذشته یک زندگی تکراری و یکنواختی را داشته است و زن با اینکه نماد فداکاری است و بارها در زندگی از خودش گذشته است و هستی اش را فدای مردی کرده است که بیشتر از یک آدم عادی مراقبت و همراهی لازم دارد و زن اگر چه مهربان و دلسوز است ولی این شرایط برای مرد احساس خوشبختی نیاورده است.

در واقع یک زندگی یکنواخت، یک هیجان را پیش آورد و مرد بدون اینکه تصمیم بگیرد عاشق می شود. البته نمی توان گفت هر جا که زندگی یکنواخت شد یکی از زوجین محق است که به دنبال بی وفایی برود. هدف از درک متقابل گفتگوی بین زن و شوهر و شناخت جایگاه یکدیگر است تا زمینه بی وفایی فراهم نشود.
در برخی از زندگی ها لطف مکرر زن یا مرد که بعدها به وظیفه مقرر تبدیل می شود و یکنواختی و دیده نشدن را برای هر یک از زوجین فراهم میکند.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

نقش احساسات و واقعیات در زندگی
موقعیتهای گوناگون، احساسات و دیدهای متفاوتی را در ما ایجاد می کند. احساساتی که متاثر از یک موقعیت هستند از بین می رود و هیجانی است که خاموش می شود.
کسانی که تحت تاثیر موقعیت هستند تکیه گاه خوبی نخواهند بود و قابل پیش بینی نمی باشند و خودشان هم نمی توانند آینده خودشان را پیش بینی کنند، زیرا که پایه های رفتاری آنها هیجان است و هیجانات به تغییر رنگ می بازند .

اما حقیقت در هر موقعیتی چه گوناگون و چه ثابت، پایدار خواهد ماند و حقیقت تنها چیزی است که به زمان و به تغییر رنگ نخواهد باخت.

تحت تاثیر شخصیت باشیم، نه موقعیت.
شخصیتی پایدار با اندیشه های مشخص و اصولی پایدار را در خود پرورش دهیم.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

خلاصه مباحث | خیانت (1)

خیانت یا بی وفایی؟!
زمانی که بی وفایی پیش می آید این سوال مطرح می شود آیا خوب است در سن و سال بالا با آگاهی به اینکه ممکن است زندگی خانوادگی از هم بپاشد، ولی عاشق شد ؟! گاهی اوقات فرد به دنبال بی وفایی نیست و بدون آنکه قصد آن را داشته باشد گرفتار شده است، مانند یک نوجوان که گرفتار یک هیجان می شود.
در این شرایط برای شخص یک تسخیر عصبی یا دزدی عصبی پیش می آید. در تسخیر عصبی تمام قسمتهای مغز تعطیل می شود و فقط یک چیز را می بیند، یعنی یک نگاه تونلی پیدا می کند و فرد اشتباهات فاحش کودکانه ای انجام می دهد. دقیقا مانند کودک به هر خواسته ای که می خواهد باید برسد زیرا که علامت کودکی خودخواهی و لذت پرستی است یعنی همه چیز را ویران می کند تا به خواسته اش برسد. این نوع عشق و شخص عاشق را باید بیمار و گرفتار تلقی کنیم و او را به چشم یک مجرم نگاه نکنیم.

در چه زمانی شخص مجرم است و کار او خیانت است؟! مجرم کسی است که تبی را به قصد لذت بردن در خود درست می کند و خانواده اش را زیر پا می گذارد تا به دنبال این نوع بازی ها و این نوع عشق ها برود. از دید او آدمها آدامسی هستند که وقتی شیرینی شان را گرفت از دهانش بیرون می اندازد، چنین فردی می خواهد با همه آدمها بازی کند. این دسته از افراد از لحاظ اخلاقی ناسالم و منحرف هستند.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

تخریب شخصیت در بی وفایی
زمانی که زن یا مرد می بیند که همسرش نسبت به او بی وفایی داشته است احساس باخت می کند و نمی تواند این اوضاع را تحمل کند و زندگی را ترک میکند و جدا می شود زیرا که در توانش نیست این مسئله را برای خود حل کند. وقتی که یک احساسی شکسته شد، بازسازی آن بسیار سخت است زیرا که چنین اتفاقی خراب کردن زندگی است و خراب شدن یک زندگی را، با یک ببخشید نمی توان ساخت و طلبکارنه تقاضای بخشش داشت.

زخم به گردد ولی ماند نشانش سالها

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

رفتار برتر در زمان بی وفایی
در مباحث بالا مطرح شد که زن یا مردی که بی وفایی را در زندگی خود ببیند زندگی را ترک می کند زیرا که احساس و قلبش شکسته است و ترک کردن زندگی “طبیعی ترین رفتار” است و اگر هم بماند با احساس همسری نمی ماند. اما رفتار برتر یا برخورد برتر در چنین شرایطی چگونه می باشد؟!
در چنین شرایطی اگر همسر قرار است بماند، باید بایستد و طبیبانه عمل کند چون اگر ترک کند، رها کند، تحقیر کند و برخوردهای تند داشته باشد اوضاع بدتر می شود. اگر چه ایستادن و طبیبانه عمل کردن یک راه بسیار کمیاب است اما راهی برتر است.
زنان و مردانی هستند که در این شرایط می مانند.
به این امید که فردا را بسازند اما این ماندن را در دوحالت می توان بررسی کرد:

۱- گروهی بخاطر فرزندانشان می مانند و مدام همسرشان را مواخذه می کنند و رفتاری از این قبیل خواهند داشت.
“ماندن من را به حساب خودت نگذار، تو لایق همسری نیستی”

۲- بی منت در زندگیشان بمانند و بخاطر ماندن بر سر همسرشان منت نگذارند بلکه بخاطر زندگیشان بمانند. دیوارهای خانه را خراب نکنند چون بنیان خانه خراب می شود. ساختن زندگی، خصوصا در سنین بالا کار راحتی نیست.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

در چنین شرایطی اگر می خواهید با همسرتان زندگی کنید باید به او کمک کنید.
اگر نمی توانید با او زندگی کنید بایستی تمامش کنید.
زمانی که کسی از لحاظ روحی و شخصیتی زمین می خورد، او را تنها نگذاریم.

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

ازدواج وتعهدات زوجین
زمانی که دو نفر ازدواج می کنند، دیگر فقط متعلق به خودشان نیستند و نمی توانند به هر کسی که خواستند تعلق خاطر پیدا کنند و به دنبالش بروند.
در یک زندگی مشترک وقتی مرد یا زن عاشق شخص دیگری شدند، اگر یکی از آنها زندگی را رها کند و برود حق دارد و یک رفتار کاملا طبیعی را انجام می دهد. اما حالت دوم این است که به عنوان یک انسان زمین خورده به او کمک کند. هنگامی که یک زن و مرد را به عقد هم در می آورند و به آنها می گویند که در خوشی و ناخوشی شریک هم هستید. اگر ما رفتار زوجین را در چنین شرایطی ناخوشی تلقی کنیم نباید بزودی سالها زندگی را ترک کنند و بروند، باید مدارا و تحمل داشته باشند تا همسرشان را به زندگی برگردانند.
مدارا به معنی ظلم پذیری و تماشاچی بودن نیست، مدارا تدبیر کردن و کمک کردن و درمان کردن است.

عده ای می گویند: “نشستیم و سوختیم و ساختیم” و فکر می کنند که این کارها را می توان مدارا نامید. به این افراد باید گفت که “تماشاچی بودن مدارا نیست و صبر بی برنامه مرگ فرصت هاست“.

مدارا یعنی کمک موثرکردن، همراه بودن، همسر و هم راز بودن.
وقتی که دو نفر تعهد می کنند که در کنار یکدیگر بمانند، در کجاها باید بمانند؟! در زمان زمین خوردن. زمانی که از لحاظ روحی و شخصیتی به زمین می خورند نباید یکدیگر را تنها بگذارند و ترک کنند، باید دست یکدیگر را بگیرند.
هر انسانی خطا می کند اما در روابط بین روجین، زن و مرد بیشتر ار هر کسی به یکدیگر نزدیکتر و هم راز هم هستند و نسبت به هم بی فاصله و هم روح می باشند. به این دلایل نباید در موقعیت های دردناک یکدیگر را تنها بگذارند.

وفا و همراهی در زمان سختی ها و ناخوشی ها، زیبا جلوه می کند و تعهد و وفاداری به زندگی در اینجا خود را نشان میدهد. نباید با اولین تلنگر و اولین لغزش هر کدام یک طرف بروند برای اینکه یک بنا ویران می شود و درست کردن این بنا کار سختی است.

دوست مشمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی
دوست آن است که بگیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی

خلاصه مباحث | خیانت (1)

نقش ایمان در کنترل احساسات وتمایلات
احساس تحت تاثیر اراده نیست و تصمیم گرفتنی هم نیست، همانگونه که شخص بدون اینکه تصمیم بگیرد عاشق می شود. با این وصف می توان روی احساسات کنترل داشت. دل مرکز تمایلات و احساسات است، خداوند عقل را بالاتر از دل قرار داده است که تمایلات توسط عقل کنترل شود.

وجود تمایل درست یا غلط آن در انسان گناه نیست و کسی بخاطر داشتن تمایل مواخذه نمی شود به عنوان مثال: من میل دارم تمام پول بانک مال من باشد (این یک تمایل است).
اما اگر این تمایل برای انسان رفتار بسازد و او را وادار به حریم شکنی کند، در اینجا گناه رخ می دهد. مثال:من بخاطر تمایل داشتن به پول به بانک دستبرد بزنم (تمایلی که منجر به یک رفتار حریم شکن شده است).

تمایل باید کنترل شود و خداوند عقل را برای کنترل تمایلات قرار داده است. حال یک تمایل از کنترل عقل بیرون می رود و انسان را ویران می کند.
چه رکنی باعث می شود تمایلات کنترل شود؟! ایمان یکی از عوامل بسیار مهم در کنترل تمایلات است

خلاصه مباحث | خیانت (۲) | زندگی اینجاست

ایمان
ایمان یک تعهد و یک دلبستگی و یک پیوند عمیق روحانی با آسمان و با خدا است. انسانی که ایمان قوی ای دارد این مسائل برایش پیش نمی آید. افراد با ایمان دلشان را به خدا داده اند.

عشقت آمد پی دل برون و در سینه نیافت                         دزد از خانه مفلس خجل آید برون

عشق های که صرفا یک تمایل یا یک هیجان است مانند عشق خاکی، عشق جنسی و … همه اش یک عیش کوتاه است، زیرا که در تمام لذت های دنیا یک دلزدگی وجود دارد.
عشق های دنیایی بیشتر از یک حد دل آدم را می زند و تبدیل به یک نفرت می شود. اما در عشق آسمانی دلزدگی نیست و تنها چیزی که حد و مرز ندارد عشق آسمانی است. عشق آسمانی منجر به عشقی می شود که از دل اخلاق بلند شده و پایدار است.

اخلاق یعنی پاکی، احترام گذاشتن و حفظ تعهدات و حریم را رعایت کردن است و عشقی که در آن خودخواهی نیست. کسی که فقط خودش را می خواهد چیزی نمی بیند و برای رسیدن به خواسته اش هزار بار خانواده و نزدیکانش را زیر پا می گذارد این عشق نیست هوس است زیرا محور هوس خود خواهی است.

کلام آخر :
یکدیگر را دوست داشته باشیم و از گناه یکدیگر بگذریم.

درباره سهیلا مظاهری

به مسائل خود شناسی بسیار علاقه مندم وسعی کرده ام آنچه را فرا میگیرم بکار ببرم چراکه معتقد هستم شناخت خود همان طی کردن راه تدریجی فطرت است که به خدا میرسد. یکی از دلایل همکاریم با این سایت رواج ساده زیستی و ساده بودن است، که این اصول در این سایت به زیبایی مطرح شده است. امیدوارم بتوانم نقش موثری در پیش برد اهداف این سایت داشته باشم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Zendegi Injast