هفت عادت مردمان موثر (۱۰)

هفت عادت مردمان موثر (10)

عادت اول، یعنی “بگذار اول من به تو گوش کنم”. بیشتر مردم برعکس اینکار را انجام می دهند، میخواهند اول خودشان حرف بزنند، وضعیت خود را روشن کنند و مورد تفاهم قرار گیرند. وقتی دو طرف بخواهند اول (و خصوصا با هم) حرف بزنند، مونولوگ جمعی (گفتگوی مرده) ایجاد می شود. زیرا در واقع گفتگویی یک نفره است، اگرچه در حضور یک نفر دیگر انجام می شود. در این حال شخص واقعا به حرف دیگری گوش نمی کند، یا دارد حرف می زند یا خودش را برای آنچه که می گوید آماده می کند.

عادت پنجم می گوید: “نخست گوش کنید، آنگاه نظرتان را بیان کنید”.
نخست خودتان وضعیت دیگری را درک کنید، آنگاه بخواهید مورد تفاهم قرار گیرید.

عادت پنجم مستقیما به شیوه ارتباط برقرار کردن مربوط می شود و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی برنگرش “برنده / برنده” است.

آیا می توانید عینک ذره بینی شخصی را از چشمش بردارید و به چشم یک نفر دیگر بگذارید؟
آیا این شخص احساس راحتی و رضایت خواهد کرد؟
حتی اگر عینک آفتابی باشد، آیا آن عینک به صورت همه می آید؟
اگر آن عینک ذره بینی باشد، آیا می توانید به آن شخص بگویید: “بیشتر کوشش کن، تلاش کن که بیشتر ببینی، چون این خط مشی سازمان ماست”؟
اگر نتواند ببیند آیا می توانید بگویید که که ندیدن او ناشی از روحیه منفی اوست و باید به شیوه ای مثبت بیندیشد؟
آیا می توانید شخصی را که به گرایش شما معتقد نیست، وادارید که عضوی از گروهتان شود؟

توان آزمایی نگرش “برنده / برنده” شیوه ی گوش دادن است تا بتوانید دریابید طرف مقابل، آن وضعیت را چگونه می بیند. مردم معمولا دل پری دارند و مادامی که خود را خالی نکنند نمی توانند واقعا به شما گوش فرا دهند. در نتیجه نخست به آنها اجازه بدهید که حرفهایشان را بزنند و خود را خالی کنند. البته سطح اعتماد طرفین باید آنقدر بالا و بانک عاطفی باید آنقدر قوی باشد که طرف مقابل آمادگی بیان احساس خود را داشته باشد.

عادت پنجم کلید ارتباط است و به این دلیل در زندگی حرفه ای و شغلی ما نقش عمده ای را ایفا می کند.

هفت عادت مردمان موثر (10)

گرایش بیشتر مردم این است که بر اساس تاریخچه زندگی یا تجربه شخصی خودشان برای دیگران دارو تجویز می کنند. مثلا می گویند: “بگذار تجربه خودم را با تو در میان بگذارم. بگذار بگویم خودم چطور مساله ای مانند مساله تو را پشت سر گذاشتم و حل کردم” یا “می دانم در چه وضعی هستی، خودم این دوران را طی کرده ام”. این اشخاص در واقع میخواهند عینک ذره بینی خودشان را به زور به چشم دیگری بزنند. به جای اینکه نخست بکوشند وضعیت یا (نمره چشم) دیگری را تشخیص بدهند و آنگاه بر اساس نیاز خودش برای او دارو یا عینک یا راه حل تجویز کنند.

مثلا به این گفتگو میان مادر و فرزند توجه کنید:
مادر- “بیا عزیزم، کنارم بنشین و بگو چه شده است، چه احساسی داری؟ اگرچه مشکل است سعی میکنم حال تو را بفهمم.”
فرزند- “نمی دانم، اگر راستش را بگویم می دانم به نظرتان احمقانه می آید.”
مادر- “غیر ممکن است، قطعا احمقانه به نظر نمی آید، هیچ کس بیش از من به وضع تو علاقه مند نیست، چون واقعا سعادت تو را می طلبم، چه چیز تا این حد تو را غمگین و ناراحت کرده است؟”
فرزند- “نمی دانم.”
مادر- “بگو عزیزم، آخر چه پیش آمده است؟”
فرزند- “راستش این است که دیگر از مدرسه خوشم نمی آید.”
مادر- “چی؟ منظورت چیست که دیگر از مدرسه خوشت نمی آید؟ پس از این همه فداکاری هایی که برای مدرسه رفتن تو انجام دادیم! درس خواند پایه واساس آینده توست. اگر مثل خواهر بزرگترت به درس و مدرسه بچسبی، درسهایت بهتر می شوند و به مدرسه علاقه مند می شوی. بارها به تو گفته ام که بنشینی و درست را بخوانی، توانایی اش را هم داری، فقط به درس دل نمی دهی. بیشتر سعی کن و نسبت به درس روحیه مثبت داشته باش” … “سکوت”
مادر- “خب حالا عزیزم حرفت را بزن، به من بگو چه احساسی داری”

آنقدر مشتاقیم شتابزده حرف دیگران را قطع کنیم، نصیحت کنیم و با اندرزهای حکیمانه خود همه چیز را اصلاح کنیم که اغلب اوقات فرصت تشخیص دادن و این مجال که نخست گوش فرا دهیم وعمیقا مساله را درک کنیم، به خود نمی دهیم.

اما اگر حقیقتا به دیگری گوش فرا دهید چه خطری تهدیدتان می کند؟
امکان دارد عوض شوید و تغییر کنید.

چنانچه به کانون تغییر ناپذیر درونتان و به نظام ارزشهایی که درونا انتخاب کرده اید، متصل نباشید طبیعتا نمی توانید دست به خطر بزنید و عمیقا به دیگری گوش فرا دهید. کسانی که وانمود می کنند نظر دیگران برایشان اهمیت ندارد، در واقع بیش از اندازه به دیگران اهمیت می دهند، به همین دلیل می خواهند از طریق گوش ندادن از خود دفاع کنند. زیرا بسیار آسیب پذیرند و می ترسند که تمام وجودشان محو و آسیب پذیر شود.

شخصی که می خواهد عمیقا ارتباط برقرار کند می پرسد: “بگذار اول خودم به تو گوش کنم تا ببینم می توانم وضعیت تو را بطور کامل درک کنم؟” حال آنکه بیشتر مردم بطور معکوس عمل می کنند. اگر می خواهید ارتباط واقعی برقرار کنید بکوشید مسیله را از چهارچوب ذهنی آن شخص ببیند.

مثلا می توانید بگویید: “فکر می کنم گفتی که…” یا “فکر می کنم این احساس را داری…”

 

هفت عادت مردمان موثر (10)

برای ایجاد ارتباط باید بتوانید انگیزه به وجود بیاورید. اما چه چیز ایجاد انگیزه می کند؟
اعتماد والاترین شکل ایجاد انگیزه در انسان است و بهترین ویژگی های مردم را نمایان می سازد. باید آنقدر سرشار از همدلی باشید که بتوانید در اعماق وجود آن شخص نفوذ کنید تا بتوانید دریابید که او چگونه به مساله می نگرد و چه احساسی درباره آن دارد.

وقتی به گوش فرادادن ناشی از همدلی اشاره می کنم، منظورم کابرد فنون “فعالانه” شنیدن نیست، که اساسا به مفهوم تکرار آنچه شنیده اید می باشد. هدفم از اشاره به گوش فرادادن سرشار از همدلی یعنی اینکه از چهار چوب مرجع آن شخص به مساله بنگرید، یعنی در آن لحظه برداشت و نگرش او را می بینید و در می یابید که او چگونه احساس می کند.

همدلی معادل همدردی نیست. همدردی نوعی موافقت و قضاوت می باشد و معمولا افراد را متکی می سازد و به آنها خوراک منفی می رساند. حال آنکه جوهر گوش دادن ناشی از همدلی، موافقت با دیگری نیست، فقط عمیقا خواه از نظر عاطفی و خواه از نظر فکری و ذهنی به او گوش فرا می دهید تا حرف او را بفهمید و وضعیت او را درک کنید.

متخصصان روابط تخمین زده اند که فقط ۱۰ درصد از ارتباط ما به کلامی که به زبان می آوریم ارتباط دارد، ۳۰ درصد به لحن صدا و ۶۰ درصد به شیوه حرکات جسم ما مربوط می شود. می توان به جرات گفت که در همه مشکلات مربوط به روابط ۹۹ درصد مسائل با سوء تفاهم آغاز می شود. زیرا جهان را نه آنگونه که هست بلکه آنگونه که خود هستیم می بینیم.

شرطی شدن تاثیر بسیار زیادی برنگرشهایمان و برداشتهایمان دارد، یعنی تاثیر هایی که محیط خانواده، مدرسه، کار، دوستان، آشنایان، جامعه و برداشتهای اجتماعی بر ما گذاشته اند، به چهار چوب مرجع و نگرش هایمان شکل بخشیده اند.

ادامه دارد…

درباره سهیلا مظاهری

به مسائل خود شناسی بسیار علاقه مندم وسعی کرده ام آنچه را فرا میگیرم بکار ببرم چراکه معتقد هستم شناخت خود همان طی کردن راه تدریجی فطرت است که به خدا میرسد. یکی از دلایل همکاریم با این سایت رواج ساده زیستی و ساده بودن است، که این اصول در این سایت به زیبایی مطرح شده است. امیدوارم بتوانم نقش موثری در پیش برد اهداف این سایت داشته باشم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

Zendegi Injast